ميرزا محمد حيدر دوغلات

101

تاريخ رشيدى ( فارسي )

خان را غنيم و ياغى « 1 » خيال كرد ، تير بر تهىگاه خان زد . چون تير بر تهىگاه خورد با پشت غلطيد ، جاقير ، خان را شناخت و خود را بالاى خان ( 47 پ ) انداخت . 273 اين خبر با ساتوق خان رسيد . وى به سر خان فرود آمد ، سر خان را در كنار گرفت ، رمقى كه باقى بود آن هم تمام شد و الوس مغول ويران شدند و ساتوق خان را منقاد نشدند ، نتوانست در مغولستان بود . كاشغر برفت ، آنجا قراقول احمد ميرزا كه از نباير امير خدايداد بود ، ساتوق خان را مغافصه 274 كشت . « 2 » عنقريب ميرزا الوغ بيگ لشكر فرستاد و قراقول احمد ميرزا را گرفته به سمرقند برد و او را به اره « 3 » دو نيم كردند . « 4 » ذكر ويرانى ايرازان بعد از شهادت ويس خان 275 بعد از شهادت ويس خان ، الوس مغول به هم برآمدند . چون قتل ساتوق خان واقع شد فى الجمله تسلى در ميان مردم شد . از ويس خان دو پسر ماند ؛ يونس خان و ايسان بوغا خان . « 5 » يونس خان كه كلانتر بود سيزده ساله بود . از اختلاف امرا نوعى برآمد كه ايرازان نام بارين و ميراك تركمان كه وى از مردم مير خدايداد بود ، اين دو كس از مردم معتبر مير خدايداد بودند . بعد از امير خدايداد پيش پسرش مير محمد شاه بودند . بعد از واقعه ويس خان ، اين دو كس از مير محمد شاه به خيل و تبع خود جدا شده با يونس خان ملحق گشته ، بنياد فتنه نهادند . همچنين از ساير خلايق به ايشان ملحق شده بودند . چون امرا اكثر جانب ايسان « 6 » بوغا خان شدند ، آن مردم در مغولستان نتوانستند بود . سى هزار خانوار مغول را ايرازان و ميراك تركمان با يونس خان گرفته « 7 » به سمرقند متوجه شدند و ايسان بوغا خان و باقى مغول در مغولستان ماندند . « 8 »

--> ( 1 ) . نگ : - و ياغى . ( 2 ) . نگ : ساتوق خان را از پاى درآورد . ( 3 ) . نت : - او را پاره پاره . ( 4 ) . نگ : + فصل سى و پنجم . ( 5 ) . نت : - يونس خان . . . خان . ( 6 ) . نت : ايشان . ( 7 ) . نب ، نت : تركمان يونس خان را گرفته . ( 8 ) . نگ : + فصل سى و ششم .